|
پزوهش
عملی بعبارت ساده،
به مفهوم يادگيری از طريق مبادرت
ورزيدن و اقدام به کاری است. گروهی از
مردم مشکلی را شناسايی نموده،
دست به
اقدامي
برای حل مشکل می
زنند،
ميزان موفقيت را ارزيابی می کنند و اگر
نتيجه كار
مورد رضايت نباشد دوباره سعی خود را
مبذول
خواهند نمود. اگرچه اين فرايند جان کلام
وروش بنيادی اين نوع پژوهش است، اما ويژگیهای
ديگری نيز وجود دارد که
آنرا
از فعاليتهای روزانه ما که به نوعی چاره
انديشی برای مسايل روزمره است متمايز می
نمايد.
پژوهشگران،
مديران، سياستگزاران و تصميم گيران بايد
در همه سطوح به جوامع خود و جوامع ديگر
در مورد روش هاي استفاده از منابع پژوهش
و بکارگيري نتايج پژوهش در عمل، پاسخگو
باشند.
پژوهش اصيل كه به منظور كسب دانش جديد
انجام ميشود ولي اصولاً در راستاي
اهداف يا مقاصد عملياتي جهتگيري
ميشود.
مهارتها،
استعدادها و نبوغ فردی،
گروهی و سازمانی که در جامعه ای وجود
دارد و همگان در آن سهيم می باشند.
تعريف استعداد در برگيرنده يکی و يا
تمامی مولفه های زير است: تعهد و انگيزه
موجود در يک جامعه برای سازماندهی و
بکارگيری منابع-توانايی درک و تجزيه و
تحليل مسايل و مشکلات و مهارتهای حل
آنها بر اساس تعريف بانک جهاني در 1998،
ظرفيت يعني ترکيبي از مردم، نهادها و
شيوه هايي که کشورها را قادر مي سازد به
اهدافشان در توسعه دست يابند.
توسعه ظرفيت
:
Capacity development
يعني روندي که طي آن افراد، گروه ها،
سازمانها، نهادها و جوامع توانايي هاي
خود را براي انجام کارها، حل مسائل، و
دستيابي به هدف ها را افزايش مي دهند تا
بتوانند نيازهاي خود را در زمينه توسعه
در بستري گسترده تر و به شيوه اي مداوم
دريابند و بدان ها بپردازند.
بسيج
سرمايه های فردی و سازمانی جامعه و
تلفيق آنها برای دستيابی به اهداف
سازندگی جامعه.توانايی
آحاد يک جامعه برای سازماندهی و بسيج
منابع خود به منظور نيل به اهداف مورد
وفاق عمومی است.
فعاليتهايی را در بر می گيرد که منجر به
ارتقاء مهارتهای مديريت و رهبري-چاره
انديشی دستجمی مسايل-روشهای مشارکت
جويانه و شاخت بنيادين سرمايه ها
-مشکلات و فرصت ها ی اجتماعی ساکنين
سازمان يافته و مشارکت جوی جامعه گردد.
يعني هر نوع پشتيباني که باعث تقويت يک
نهاد جهت طراحي، اجرا و پايش موثر
فعاليتهاي مربوط به توسعه در زمينه هدف
مورد نظر آن گردد (يونيسف 1996).
درگير نمودن جامعه يک تعهد گروهی برای
اهداف و مسوليتهای عمومی است که به
منظور تقويت روشهای مردم محور يا
دمکراتيک زندگی در عصر اطلاعات تحول
گرای قرن بيست و يکم بکار گرفته مي شود.
درگير نمودن جامعه وسيله ای است که يک
فرد از طرِيق اقدام جمعی جامعه را تحت
تاثير قرار می دهد.
مشارکت مدنی: اقدام دستجمعی مردم برای
شناخت نيازها و ايجاد تحول در جامعه
است.
به نوعی ويزگی و ماهيت يا زندگی اجتماعی
که در فضای اجتماعی بين خانواده و دولت
قرار می گيرد اطلاق می شود
فرايند خلق موجود مشترک است: دو و يا
بيش از دو فرد و يا موسسه با مهارتهای
مکمل هم در تعامل با يکديگر قرار می
گيرند وبه درک مشترکی می رسند که هيچيک
پيش از آن واجد و يا قادر به نيل به آن
نبودند.
توانمند سازی مشارکت جويانه در مقابل
بهبود جامعه
توانمند سازي مشاركت جويانه با مسايل
مورد نظر جامعه شروع شده و بر كنترل
جامعه بر اهداف و فرآيند كار تاكيد دارد
در حاليكه بهبود جامعه از خارج از جامعه
شروع شده و تحت كنترل پژوهشگران، تامين
كنندگتن منابع مالي و موسسات بزرگ موجود
درجامعه قرار دارد.
شهروندان دست در دست هم مي دهند تا قدرت
خود را براي تحول جامعه از طريق تاثير
بر رفتار ديگران افزايش دهند.
جامعه: مردمي هستند كه در يك
محدوده جغرافيايي خاص زندگي مي كنند و
داراي پيوندهاي اجتماعي با يكديگر
هستند.
:
در
برگيرنده اقداماتي است كه رهبري و افراد
جامعه براي نيل به ماموريت مورد نظر
ابتكار و هدف خاصي مد نظر دارند.
فعاليت نهادها، گروههاي اجتماعي و يا
افرادي كه به فعاليتها و يا ارايه
خدمات خود با توجه به جامعه محلي
ميپردازند. اين واژه براي تفريق اين
نوع فعاليتها با موسساتي است كه خدمات
مشابه را بدون در نظر گرفتن مشكلات
جامعه محلي ارايه مينمايند.
رويكردي مشاركتي به تحقيق است كه كليه
شركا (ذينفعان) بصورت عادلانه شده و با
شناخت نقاط قوت مختص هر كدام درگير
فرايند پژوهش ميشوند. تحقيق مشاركتي
مبتني بر جامعه، از عنوان پژوهشي كه
براي جامعه اهميت دارد آغاز شده و هدف
آن تلفيق دانش و عمل براي تغييرات در
جهت ارتقاي (سلامت) جامعه است.
ساخت شبكههاي اجتماعي در جامعه، توسعه
مهارتهاي فردي و گروهي حل مسئله و
رهبري است.هر گونه حركت بارز توسط يك
جامعه كه با هدف افزايش سرمايه اجتماعي
صورت ميگيرد. (نگاه كنيد به واژه
سرمايه اجتماعي).فعاليتهاي
جامع و مستمر براي تقويت عرفها،
حمايتها و منابع مسئله جامعه.حركتي در
جهت تقويت ظرفيت ساكنين محلي، انجمنها
و سازمانها براي انجام و تقويت تغييرات
مثبت در جامعه.توجه به ظرفيت و
توانمندسازي ساكنين محلي براي شناسايي و
دسترسي به فرصت و انجام تغييرات دارد،
علاوه بر اينكه به توسعه رهبري فردي
ميپردازد.
عبارت است از برنامهها، سياستها يا
عملكردهاي جديد و يا تغيير يافته، براي
تحقق رسالت جمع.
راهي براي تعيين اينكه جامعهاي با
عملكرد صحيح چگونه رفتار ميكند.جامعه
شايسته، جامعهاي است كه بخشهاي مختلفي
از آن توانايي:
-
همكاري موثر براي شناخت مشكلات و
نيازهاي جامعه را دارند.
-
دستيابي به اجماع قابل انجامي از اهداف
و اولويتها برخوردار است.
-
اتفاق نظر در مورد راهها و شيوههاي
اجراي توافقهاي خود تا رسيدن به هدف
دارند.
-
اشتراك موثر در فعاليتهاي مورد نياز
دارند.
اشتراك تعاريف توسعه اجتماعي، در
بخشهاي مشتركِ فرايند تلفيق مردم براي
رسيدن به هدف مشترك آنها (كه معمولاً
تغيير كيفيت زندگي است) ميباشد. برخي
تعريفها به فرايند تشكيل شبكههاي
افراد و سازمانها و تقويت ظرفيتها
ميپردازند. گروهي از مردم در يك محل به
فرايندحركت اجتماعي (يعني مداخلههاي
برنامهزيري شده)براي تغيير در وضعيت
اقتصادي، اجتماعي، فرهنگي و يا محيطي
خود ميپردازند.
حركت انديشمندانه، مردممحور و توسعهاي
با تاكيد بر گروههاي موجود جغرافيايي و
اجتماعي كه در شناسايي مشكلات رايج در
مسير تعالي جامعه شركت مينمايند.فرايند
تصميمگيري در سطح محلي و توسعه
برنامههاي طراحي شده، براي اينكه جامعه
مكان بهتري براي زندگي و كار
شود.رويكردي است آموزشي كه باعث پيدايش
آگاهي در مردم محلي و افزايش اطمينان و
توانايي گروههاي اجتماع براي شناخت و
حل مسايل خودشان ميشود.درگير فعال مردم
جامعه محلي در جهت مخالفت و يا حمايت
آنها از در برابر برخي علل، موضوعات و
برنامهها مورد توجه ايشان است.عمل توسط
مردم است كه راههاي ارتباطي و همكاري
را بين گروههاي محلي باز نموده و
نگهداري مينمايد.تلاشي منسجم گروهي
(همچون گروه موسيقي اركستر: هماهنگ و
حاصل كار گروه) است كه بر روي فرد و يا
سيستم در جهت خواستههاي آنهايي كه عمل
ميكنند تاثير گذارد.فرايندي كه توسط آن
تلاشهاي مردم و مسئولين دولتي متحد شده
تا شرايط اقتصادي، اجتماعي و فرهنگي
جوامع ارتقا يابد و آنها بتوانند بطور
كامل در پيشرفت ملي نقش آفريني نمايند.
در نتيجه اين فرايند پيچيده از دو عنصر
اصلي تشكيل شده: شركت خودجوش مردم در
فعاليتهايي كه براي ارتقاي سطح
زندگياشان انجام ميشود (كه تا آنجا كه
ممكن است به آغاز حركت توسط خودشان
وابسته است) و تدارك فني و ساير خدماتي
كه (خود مردم و يا بصورت دو طرفه انجام
ميدهند) و موجب ترغيب اين حركت و
تاثيرگذاري بيشتر آن ميشوند.
فرايند افزايش تاثير مردم در
موضوعات مشتركي است در محل زندگي، كار،
تجربيات و علايق آنها.
مردمي با همديگر از طريق حركت و
يادگيري، براي ساختن و رسيدن به
چشمانداز مشخصي در آينده مشتركشان كار
ميكنند. فرايند مستمر و همراه با اثر
متقابل بين افراد است كه مشخصه آن تعهد
به نيازها و علايق جامعه هميشه متحول
است. در مورد اعضاي جامعهاي است كه در
تصميمگيريها و فعاليتهايي كه جامعه
آنها را شكل ميدهد مشاركت
مينمايند.هدف درگيري جامعه، مشاركت
عمومي در تصميمگيريهاست كه نهايتاً بر
زندگي آنها موثر است. اين مسئله نيازمند
اثر متقابل و ارتباط بين ساكنين جامعه
محلي، محققين و سياستگذاران است.
فرايند كار مشترك، از طريق گروههاي
مردمي كه از نظر جغرافيايي با يكديگر
نزديك هستند، علايق خاص داشته و يا
شرايط مشابهي (در موضوعاتي كه بر روي
كارايي آنها در زندگي موثر است)
دارند.
فرايند گردهم آوردن اعضاي جامعه و قرار
دادن ابزاري در آنها براي كمك به خودشان
است. سازماندهي جامعه راهبردي براي
ساختن جوامع و براي توسعه اجتماعي است.
تصور
ما از سازماندهي جامعه فرايندي است
طولاني مدت، كه منجر به ايجاد روابط و
ظرفيتها ميشود و تلاش دارد به شناخت،
درگير شدن و ساختن طيفي از منابع كليدي
(هم داخل و خارج از جامعه) دست يابد.
اين فرايند شامل شاخت منابع اصلي
محلي،گردآوري اطلاعات در مورد وضعيت
جامعه، و تربيت رهبران محلي است. اين
افراد بايد بتوانند به طور موثري
نمايندگي جامعه را انجام داده، با حركت
اجتماعي آنها همراهي كامل داشته و به
تقويت شبكه نقاط مورد توجه در داخل و
خارج جامعه بپردازند.
درگير
کردن جامعه :
Community involvement
منظور درگير کردن جامعه درتمام فرآيند
پژوهش و رهيافت هاي تداخلي در سطح خود
جامعه مي باشد.
پژوهش جامعه محور:Community-based
Research
شيوه اي از پژوهش که توجه به هدايت
پژوهش در جامعه بعنوان يک مکان فيزيکي
دارد و اعضا جامعه بصورت بسيار محدود
درگير فرآيند پژوهش هستند و عمده هدايت
جريان پژوهش در دست پژوهشگران است.
تعريف جامعه در قالب حس هويتي و
ارتباطات عاطفي اعضا به يکديگر، وجود
سمبول ها، هنجارها و ارزش هاي مشترک،
تاثير دوطرفه، علايق مشترک و تعهد به
رويارويي در مقابل نيازهاي مشترک ارائه
شده است.
CBPR
يک فرآيند هم يادگيري است که انتقال
دوطرفه دانايي، مهارت، قدرت و توانايي
را تسهيل مي کند. براي مثال، پژوهشگران
از تئوري هاي بومي و دانش محلي جامعه
سود مي برند و اعضاي جامعه نيز مهارت
چگونگي هدايت جريان پژوهش را از
پژوهشگران فرا مي گيرند.
پژوهشهاي مشارکتي جامعه محور:
Community-based Participatory
Research
پژوهشهاي
مشارکتي جامعه محور يک فرآيند اشتراکي
در تحقيق است که پژوهشگران و نمايندگان
جامعه را در بر ميگيرد.اعضاي جامعه را
درگير کرده، دانش بومي را در درک مشکلات
سلامت بکار مي گيرد و اعضاي جامعه را در
فرآيند و محصولات پژوهش اشتراک مي دهد.
افزون بر اين، اعضاي جامعه را در پخش
محصولات تحقيق و کاربرد نتايج پژوهش
سهيم مي کند و در نهايت نابرابري سلامت
در جامعه کاهش مي يابد.
با
در نظر گرفتن چشم انداز اکولوژيک CBPR
به سلامت و تاکيد بر گسترش و تثبيت شرکت
در طي تمام فرآيندهاي توانمندسازي و
ترکيب پژوهش و عمل، CBPR
بي شک نيازمند وجود تعهد دراز مدت تمام
شرکا پژوهش مي باشد.
در CBPR
بر عکس شيوه هاي ديگر تحقيقات کلاسيک
آکادميک، به فرد جدا از جامعه و فرهنگ
نگريسته نمي شود و در جدا کردن فرد از
زمينه فرهنگي اش اقدامي صورت نمي گيرد و
فرد در متن و محتواي فرهنگ زمينه اش در
يک ماهيت کلي مورد جستجو قرار مي گيرد.
تفاوتهايي که جوامع و افراد را شکل مي
دهد : اقتصاد، فرهنگ، نژاد، زمينه،
اندازه خانواده ها، بخشي از يک کشور يا
کشور محل تولد، استعداد - مهارت ها،
محيط طبيعي و غيره در
CBPR به تنوع
عقايد، رفتارها، اعتقادات و فرهنگ جمعيت
ها، و اجزاء تشکيل دهنده جامعه احترام
گذاشته مي شود و حفظ اين تنوع و احترام
به زواياي گوناگون اين تنوع اساس ورود
به هرگونه تداخل در سطح جامعه است .
پخش و انتشار
:
Dissemination
CBPR
پخش و انتشار يافته هاي پژوهشي و دانايي
هاي سنتز يافته به تمام شرکا تحقيق به
زبان قابل فهم تعهد مي نمايد. در اين
مسير مي بايست به مالکيت دانايي براي
تمام شرکا پژوهش با ديده احترام نگريسته
شود. پژوهشگران مي بايست مشاوره با شرکا
در قبل از چاپ يافته ها داشته و نقش هم
مولفي تمام شرکا و قدرداني از آنها را
نيز فراموش نکنند.
مستند
سازي
:
Documentation
فرآهم آوردن نتايج و فرآورده هاي پژوهش
براي دسترسي جامعه واعضاي آن از اصول
بنيادين در فرآيند CBPR
است. داده ها و بسته هاي دانايي که
مستند نشده اند تاثير بسيار ناچيزي بر
سياستگزاران در ايجاد تغيير در سياست
سلامت خواهند داشت.
دادن قدرت قانوني به … افزايش دادن قدرت
اثر گذاري به خود فرد
توانمندسازي توسط ظرفيت سازي فرد از
طريق بسيج منابع بدست مي
آيد.توانمندسازي فرآيندي است مستمر كه
با قصد صورت مي گيرد(عمدي است و نه
سهوي)، جايگاه آن درجامعه محلي است،
توام با احترام متقابل، تفكر منتقدانه و
با مشاركت گروهي انجام ميپديرد. از اين
طريق مردمي كه سهم كمتري از منابع
بردهاند دسترسي بيشتري يافته و بر
منابع كنترل مييابند.توانمندسازي به
فرآيند افزايش تاثيرگذاري بر وقايع و
پيامدهاي مهم اتلاق ميشود.
توانمندسازي نشاندهنده افزايش شايستگي
جامعه است – مهارتهاي تصميم گيري كه
مردم با يكديگر بر آنها توافق يابند و
با همديگر وضع نمايند(نگاه كنيد به واژه
شايستگي جامعه).توانمندي وقتي به دست
ميآيد كه فرد بتواند سرنوشت خود را
انتخاب كند، و با دسترسي و كنترل منابع
به حداكثر توانايي هاي خود برسد.
توانمندسازي به معني اكتساب قدرت توسط
ساكنين (روستا و يا شهروندان) بصورت
عيني است تا آنها بصورت دسته متشكلي
(همچون هيئت امنا يا شوراهاي شهري) در
تصميمگيريها شركت داشته باشند يا به
پشتوانه سياسي بصورت مستقيم بر تصميم
گيري هاي اينگونه دستهجات تاثير
بگذارند.
عدالت در سلامت به مفهوم عدم وجود
اختلاف منظم (منظور غير تصادفي است) در
سلامت (يا تعيين كنندههاي اصلي اجتماعي
سلامت) بين گروههايي است كه از سطوح
مختلف شرايط اجتماعي (همچون توان مالي،
قدرت، يا منزلت) بهرهمند هستند. عدالت
يك اصل اخلاقي است و با اصول حقوق بشر
همراه بوده و بسيار مرتبط است. تعريف
پيشنهادي عدالت از عمليسازي حقوق
دستيابي به بالاترين استاندارد سلامتي
حمايت ميكند. بالاترين استاندارد
سلامتي، وضعيتي از سلامتي است كه
بهرهمندترين گروههاي جامعه از آن
برخورداند (به مفهوم واژه
ناعدالتي نيز
نگاه كنيد).
توجه به يک اکولوژي يک رهيافت CBPR
است. در اين مدل اکولوژيک، فرد در درون
سيستمي پيچيده متشکل از مولفه هاي
سياسي، امور اجتماعي و اقتصادي که در
شکل دهي رفتارهاي او و دستيابي اش به
منابعي که براي بقا سلامت لازم هستند به
تحليل کشانده مي شود.
عادلانه
و منصفانه
:
Equitably
CBPR
يک رويکرد عادلانه در درگير نمودن تمام
اعضا جامعه، سازمان هاي نماينده جامعه
وپژوهشگران در تمام زواياي فرآيند پژوهش
است.
به ارائه مدلهايي براي ارزشيابي ترکيبي
فرآيند CBPR
و محصولات پژوهشي آن پرداخته و با تاکيد
بر رديابي پيچيده اين فرآيند در گذر
زمان، کل فرآيند را کمي مي کند. به بيان
ديگر، طي اين ارزشيابي، جانشين هاي کمي،
از وقايع پرده برداري و با استفاده از
مدلي منطقي، متغيرهاي کليدي فرآيند را
معرفي و از نمودار هاي تجمعي براي
تغييرات گذراي متغيرها استفاده مي گردد.
اين مدلهاي ارزشيابي ضمن نقش توسعه اي
خود در فرايند
CBPR،
با دادن بازخوراند، ميزان توان پروژه
هاي CBPR
را در حل مشکل، ايجاد نو آوري،
تاثيرگذاري و ميزان بقا، قدرت و کيفيت
مشارکت و تغييردر الگوي رفتاري جامعه را
بررسي مي کند.
عدالت زيست محيطي
:
Environmental justice
از اهداف پژوهشهاي مشارکتي CBPR
ايجاد راه حلهايي براي کاهش عدم توازن
در سلامت و ايجاد عدالت زيست محيطي است.
منظور از عدالت زيست محيطي يعني دستيابي
تمام آحاد و اعضاي جامعه بدون رنگ، نژاد
و طبقه اجتماعي به هواي پاک، آب سالم،
محيط زيست پاک، پارکهاي سالم، فضاي باز
طبيعي و فضاهاي زيست محيطي امن است.
عدالت به عنوان مهمترين ارزش اساسي
سيستم پژوهش سلامت براي توسعه شناخته
شده است. عدالت بر کيفيتي دلالت دارد که
بر مبناي آن هر شهروند از توانايي يکسان
در دستيابي به پيامدهاي سلامت مناسب، بر
اساس احترام به تنوع انساني و خودمختاري
فردي و از طريق اقدامات انجام گرفته در
جهت ارتقاء سلامتي محرومان برخوردار
باشد.
اخلاق
جزء جدايي ناپذير از کل روند پژوهش از
تعيين اولويت ها تا به کارگيري نتايج
پژوهش است.
تصميم گيري مبتني بر شواهد
:
Evidence-based Decision Making (EBDM)
عبارت
است از بکارگيري سيستماتيک بهترين شواهد
در دسترس براي ارزشيابي گزينه ها و
انتخاب هاي موجود در تصميم گيري مديريت
و سياستگزاري.
برابري
شرکاء
:
Equal partners
در CBPR
گوش فرا دادن به يکديگر، احترام به
ديدگاههاي گوناگون و برابري شرکاء درکل
فرآيند پژوهش – از انديشه تا عمل – مورد
تأکيد است.
فرد يا گروهي كه فرد يا گروه ديگر را
براي شناخت، پيشرفت و درك از مسير،
اهداف و غايتشان كمك ميكنند.
تسهيلگر، رهبر نميباشد.
سازمان
انعطاف پذير
:
Flexible organization
مجموعه
CBPR
در سطح عملکردي خود فکر و عمل را ادغام
کرده و با اجتناب از تخصص گرايي با
ايجاد مسئوليت چندگانه (Multi-Task
) و چند مهارتي (Multi-skill
) در اعضاء، کار را نه تنها بصورت گروهي
(Team
work
) بلکه بصورت چرخشي (Job
rotation
) در حالت انعطاف پذير به انجام مي
رساند.
در
CBPR،
نکتة قابل اهميت، ايجاد تماس نزديک
سرمايه گذار و تثبيت اين تماس به صورت
دائم با کل فرآيند پروژة مورد حمايت
مالي سرمايه گذار است. بازديد ممتد
ازپروژه، تماس با رهبران و شرکاء پروژه
مي تواند در ايجاد تعهد در سرمايه
گذاران جهت ابقاء تماس مؤثر باشند.
منظور شکاف در وضعيت سلامت فقرا و
ثروتمندان مي باشد که هدف
CBPR
برداشت اين شکاف است.
جهاني سازي
:
Globalization
از مقولات محوري که در
CBPR
براي دستيابي به عدالت در سلامت با آن
در چالش است، مسئله جهاني سازي است.
جهاني سازي در اقتصاد جديد دانايي محور،
خود را بصورت رشد پرشتاب در سرمايه
گذاري مستقيم خارجي، کاهش در تعرفه و
موانع غير تعرفه اي در تجارت کالا و
خدمات، تغييرات بنيادي در بازارهاي
جهاني و کاهش مونو پولي ملي در گستره
ارتباطات و حمل و نقل هوايي، امور ماليه
و صنايع بيمه نشان مي دهد.
دستيابي به سلامت بيشتر (بعنوان يك
هدف) كه معمولاً از طريق پيشگيري (مقدم
بر درمان) حاصل ميشود و فرايندي است كه
در نتيجه آن اجتماع، محل كار و زندگي
سالمتر باشند.
فرآيندي است به هدف توانمندسازي مردم
براي آنكه بر عوامل مؤثر
بر سلامت خود كنترل داشته باشند.
در CBPR
هم از منظر مثبت و هم از چشم انداز
اکولوژيک به سلامت نگاه مي شود مفهوم
سلامت از ديدگاه مدل مثبت تاکيد بر
تعادل اجتماعي، رواني و فيزيکي دارد. از
مدل اکولوژيک به عوامل سياسي تاريخي،
فرهنگي، اقتصادي، اجتماعي و بيومديکال
بعنوان تعيين کننده هاي بيماري و سلامت
نگريسته مي شود.
مکان جولان CBPR
جامعه اي است که داراي هويت مستقل است.
اين جامعه هويتي ممکن است در يک محدوده
جغرافيايي مشخص باشد و يا اينکه محدود
به جغرافياي مشخصي نباشد. مانند اعضا يک
نژاد خاص که با داشتن هويت و سرنوشت
مشترک، ممکن است در گستره هاي جغرافيايي
پراکنده اي پخش شده باشند. از اين رو يک
شهر يا محدوده جغرافيايي ممکن است با
اين توصيف، يک جامعه هويتي محسوب نشده و
يا ممکن است يک شهر از چندين جامعه
گوناگون هويتي با مرزهاي مربوط به خود
تشکيل شده باشد. در هر صورت پژوهشگران CBPR
هميشه در تلاش هستند تا جامعه هاي هويتي
را شناسايي کرده و در اين جوامع جولان
دهند.
براي مقاصد اندازهگيري و عملياتي
سازي تعريف،
عدالت در سلامت به مفهوم نبود اختلاف
منظم (منظور غير تصادفي است) در
سلامت (يا تعيين كنندههاي اصلي
اجتماعي سلامت) بين گروههايي است كه
از سطوح مختلف شرايط اجتماعي (همچون
توان مالي، قدرت، يا منزلت) بهرهمند
هستند. ناعدالتي در سلامت، يعني
گروههايي از مردم كه از نظر اجتماعي
محروم ميباشند (براي مثال فقرا،
زنان، و يا اعضاي گروههاي نژادي،
قومي يا ديني كه از حقوق مدني خود
بهرهمند نميباشند) بصورت منظم از
نظر سلامتي در محرميت بيشتري قرار
داشته باشند. سلامت براي بشر و براي
غلبه بر ساير محروميتهاي اجتماعي
ضروري است. عدالت يك اصل اخلاقي است و
با اصول حقوق بشر همراه بوده و بسيار
مرتبط است. تعريف پيشنهادي عدالت از
عمليسازي حقوق دستيابي به بالاترين
استاندارد سلامتي حمايت ميكند.
بالاترين استاندارد سلامتي، وضعيتي از
سلامتي است كه بهرهمندترين گروههاي
جامعه از آن برخورداند. ارزيابي عدالت
در سلامت گروههايي است كه از درجات
متفاوت شرايط اجتماعي بهرهمند
شدهاند. اين مقايسهها براي ارزيابي
اينكه سياستها ملي و بينالمللي باعث
گسترش عدالت و يا ناعدالتي در سلامت
نشده باشند ضروري هستند (به
مفهوم واژه
عدالت نيز نگاه كنيد) .
همکاري ميان بخشي
:
Intersectorality
از آنجا که سلامت با پژوهش بيومديکال هم
معنا نيست و پايه تخصصي وسيع تري دارد ؛
نياز به دربرگيري طيفي از عوامل در
گستره اي از بخش ها همانند کشاورزي،
بودجه، آموزش و غيره دارد.
يک سيستم پژوهش سلامت مبتني بر شيوه
CBPR
همواره در جستجوي نوآوري براي حل مساله
Problem solving
با تاکيد بر نقاط قوت و ضعف سيستم
سلامت، با بکارگيري توانمندي ها، نهادها
و شبکه ها (بر پايه اعتقادات و فرهنگ)
در جامعه است. از اين رو ارائه
راهکارهاي نوآورانه در متدولوژي
CBPR
براي افزايش کارايي و کيفيت پژوهش بسيار
حائز اهميت است و در پخش و کاربرد نتايج
پژوهش، تدوين و طراحي تداخلات پايدار در
سطح جامعه نيز از راههاي نوآورانه بشدت
استقبال مي شود.
اصول و ابزاري كه براي استفاده بهينه در
فرايند بهم پيوسته توليد، مشاركت و
استفاده از دانش بكار ميرود و هدف كلي
آن حل مسئله و بهبود اثربخشي سازماني در
سلامت عمومي است.
تبادل، تركيب و ارتباطات موثر از
يافتههاي پژوهشي است.
از بي شماري داده ها (data
)، اطلاعات (Information)
ساخته مي شود و مجموعه پچپيده از
اطلاعات را در محدوده اي خاص تعريف مي
کند. در CBPR
يک ترکيب موزون ميان دانايي و تداخل
براي ايجاد تغيير در پيکره جامعه وجود
دارد. در دايره دانايي که فرآورده اصلي
پژوهش است ديدگاههاي تک تک شرکا نيز اثر
داده شده و مجموعه جديدي از دانايي حاصل
اين شراکت است که بسيار مناسب براي
بکارگيري جهت ايجاد تداخل و تغيير در
سطح جامعه است.
جوامع دانايي
:
Knowledge society
به همراه پيشرفت هاي اجتماعي و فن آوري،
اقتصاد دانان به ارزش اقتصاد مبتني بر
دانايي پي برده اند و بسياري از کشورهاي
صنعتي، امروزه خود را جوامع دانايي مي
نامند.
اقتصاد دانايي محور:
Knowledge-based Economy
اقتصادي است که به توليد، پخش و کاربرد
دانايي بعنوان اصلي ترين قوه محرکه رشد
اقتصاد، توليد ثروت و افزايش اشتغال در
تمام صنايع توجه نشان داده مي شود.
پژوهش چند رشته اي
:
Multidisciplinary
در CBPR
به پژوهش چند رشته اي به جاي تک رشته اي
مورد تأکيد است . زيرا اين رهيافت با
نگاه جامع نگر و هولستيک بسيار همخواني
دارد. در CBPR
در تدوين پروژه و همچنين ايجاد تداخل در
جامعه، از نظام های گوناگون جامعه در يک
ماتريکس منظم استفاده مي شود.
هنر يادگيري با همديگر است. اجتماع
يادگيرنده، اجتماعي است با سوال.
ارزشگذاري در جوامع يادگيرنده فرايند
اشتراكي شناخت است و مردم در اين جوامع
به زندگي با سوالهايشان ارزش مينهند.
تعيين نيازهايي كه افراد و يا اجتماعها
دارند. برخي اوقات به آن شاخص كمبود
ميگويند، چرا كه تعيين ميكند درجه
كمبود در يك جامعه چيست. مواردي همچون
رفتارهاي پرخطر جنسي در نوجوانان، مصرف
مواد مخدر، اقدام به خودكشي، افسردگي و
... از اينگونه نيازها هستند. اينها
غالباَ براي تعيين نياز براي برنامههاي
جديد استفاده ميشوند.
انجمنهاي همسايگي، سازمانهاي جمعي
مبتني بر محل زندگي هستند كه براي
رسيدگي به نقاط مشترك مورد توجه ساكنين
شكل گرفتهاند.
برنامهريزي همسايگي زماني است كه
"اجتماع ساكنين يك محل برنامهاي براي
امور خود ميريزند.
برنامهريزي همسايگي را ميتوان به
عنوان فرايندي در توسعه اجتماعي در نظر
گرفت. ممكن است اين فرايند درگير شناخت
موضوعات و مشكلات محل، مشخص كردن
هدفهاي كلي و اهداف اختصاصي، گردآوري و
تجزيه و تحليل دادهها و برنامهريزي و
اجراي برنامهها باشد. اما، همچنين
ميتواند درگير تلاشبراي نظافت
خيابانها، مراجعه به منازل، گرداوري
نظر مردم و رو در رو شدن با دارندگان
قدرت (مسئولين) باشد.
در سطح جامعه، ايجاد شبکه ميان ذينفعان
در پژوهش سلامت مکانيسم مهمي است که
مورد تاکيد واقع شده است که در سطح ملي
شامل وزارتخانه ها بويژه وزارت بهداشت،
دانشگاهيان، سازمان هاي غير دولتي،
تجار، صنايع، برنامه هاي توسعه سلامت و
خود جامعه است. شبکه سازي ممکن است به
بيرون از کشور و منطقه نيز سرايت کند.
با اين تعريف که از سوي ENHR
ارائه شده است،
CBPR
بر اساس تفکر سيستمي، يک شيوه عملکرد
شبکه ساز است و در سطح عملکردي خود براي
بقاء، کاهش هزينه ها و ايجاد تاثيرات
بنيان تر و پرنفوذ تر، بويژه در زمان
تداخلات با همتاهاي خود نيز ممکن است
شبکه اي تشکيل دهد.
با درگير کردن تمام شرکا در تمام فرآيند
پژوهش، CBPR
ايجاد مالکيت دانايي را در تمام شرکاي
پژوهش فراهم مي آورد. با ايجاد مالکيت
در دانش توليد شده بعنوان فرآورده CBPR،
امکان تداوم حل مشکلات سلامت از طريق
تداخلات پايدار در سطح جامعه امکان پذير
مي شود.
تحقيق منظم كه با مشاركت آنهايي كه
متاثر از موضوع بررسي هستند انجام
ميشود، اهداف اين نوع تحقيق آموزش و
انجام حركت يا تاثيرگذاري بر تغيير
اجتماعي است.
توانمند كردن سيستماتيك جامعه كه به
انتقال قدرت تصميم گيری و دسترسی به
منابع از پژوهشگر به مردم محلي منتهي
شود.
منظور فرآيندي است که نه تنها تاکيد بر
حضور دائم و پيوسته و پرنفوذ پژوهشگران
غير اکادميک در جريان توليد دانايي
دارد. بلکه تمام شرکا در بکارگيري،دست
آورده هاي پژوهش در گستره جامعه بمنظور
اهداف تداخلي و ايجاد تغيير نيز شراکت
دارند.
يکي از راههاي درگير کردن جامعه، ايجاد
شراکت ميان سازمان هاي جامعه محور،
ارائه دهنده خدمات سلامت و نهادهاي
آکادميک و دانشگاهي است.
در CBPR
هميشه تعهد به ترجمان يافته هاي پژوهشي
و نتايج پژوهشهاي تحقيقاتي به منظور
ايجاد تداخلات وسيع در سطح جامعه وجود
دارد. از اين رو با اين رهيافت، CBPR
درسطح سياستگذاري کلان جامعه و تغيير در
سياست، در لايه هاي جامعه نقش موثري را
بصورت فعال ايفا مي نمايد.
CBPR
براي تداوم و توسعه مسير خود نياز به
سرمايه گزاري بخش خصوصي در کنار منابع
دولتي مي باشد. از اين رو بخش خصوصي نيز
در فرآيند پژوهش از ابتدا تا انتها
بصورت يکي از شرکا شرکت داده مي شود.
مشارکت سازي
:
Partnership building
مشارکت سازي از موضوعات کليدي در
متدولوژي CBPR
است که به اصول و ارزشهاي مشارکت در سطح
جامعه، اعضا و نمايندگان آن در تمام
فرآيند پژوهش مي پردازد و به ارائه
ابزاري براي مشارکت آحاد جامعه اشاره مي
کند. در مشارکت سازي به اصل برابري،
توجه به ارزشها، تصميمات مشترک Joint decision
و مقولات ديگر مانند اعتماد و احترام ( Respect & Trust
) انعطاف پذيري، زبان مشترک، صبر و
حوصله و هم زباني با جامعه (Co
– authorship with community
) توجه نشان داده مي شود.
در CPRR
به دليل پيچيدگي کار در جامعه، نياز به
تحمل صبر فراوان از سوي مجريان و شرکاء
پروژه مي باشد. خويشتن داري از صفات
اخلاقي نيکوي پژوهشگران CBPR
محسوب شده و موجب مي گردد تا شرکاء
پژوهش براي رسيدن به دست آوردهاي پژوهش،
هيجان ها و انگيزش هايي که در نهايت
موجب توقف روند پروژه مي شوند، از خود
نشان ندهند.
پژوهشهاي مشاركتي مبتني بر جامعه را در
پاسخ به نيازها و علايق مردم فراهم
ميسازد. فروشگاه دانش واژه دانش را در
حيطه گستردهاي از علوم انساني،
اجتماعي،طبيعي، تجربي، مهندسي و
فنآوري به كار ميبرد.
يك ساختار سازماني واحد براي فروشگاه
دانش نميتوان مشخص كرد. چگونگي
سازماندهي و عملكرد فروشگاه دانش بستگي
زيادي به زمينههاي اجتماعي دارد.
درجه همكاري موثر اعضاي يك اجتماع با
يكديگر.
مجموعهاي از كليه شبكههاي اجتماعي (كه
مردم ميدانند) و مردم را براي انجام
دادن كارها براي يكديگر ترغيب ميكند
(تمايلي كه به واسطه وجود اين شبكههاي
اجتماعي كارها را بطور معمول براي
يكديگر انجام ميدهند).
به منابعي همچون مهارتها، دانش، عمل
متقابل، عرف و ارزشهايي باز ميگردد و
باعث ميشود مردم با يكديگر راحتتر كار
كنند.نشاندهندهي تعداد و شدت ارتباطات
انساني ميباشد كه در يك جامعه وجود
دارد، و تعلقي است كه ارتباط فرد را با
جامعه مدني ايجاد ميكند.
دانش، درك، و الگوي اثرگذاري متقابلي
است كه گروهي از مردم را به فعاليت مولد
وا ميدارد.توانايي همكاري مردم با
يكديگر براي موضوعات مشترك در گروهها،
سازمانها وجوامع. باعث ايجاد اعتماد
متقابل، تداوم ارتباطات، عرفهاي و
ضمانتهاي اجتماعي ميشود.
شرايط اجتماعي كه بر سلامت تاثير گذاشته
و بصورت بالقوه توسط برنامهها و
سياستهاي سلامتي و اجتماعي تغيير
مييابند. سه گروه وسيع تعييين
كنندههاي اجتماعي عبارتند از موسسات
اجتماعي (شامل مراكز فرهنگ و مذهبي،
نظامهاي اقتصادي، و ساختارهاي سياسي)،
احاطه كنندهها (شامل همسايگان، محلهاي
كار، شهرها و محيط فيزيكي) و روابط
اجتماعي (شامل موقعيت در سلسله مراتب
اجتماعي، گروههاي متمايز اجتماعي و
شيكههاي اجتماعي).
پژوهشي است كه در هنگام تامين منابع
مالي بتواند دامنه وسيعي از علايق
استفاده كنندگان را در بر داشته باشد.
تعيين کننده هاي اجتماعي
:
Social & Environmental determinants
در CBPR
بجاي توجه به عوامل خطر ساز، بيشترين
توجه به عوامل تعيين کننده محيطي يا
اجتماعي مي شود.
نقاط قوت و منابع:
Strength & resources
در CBPR
تلاش مضاعفي در شناسايي و ايجاد ساختار
بر منابع و نقاط قوت موجود در سطح جامعه
صورت مي گيرد.تا با تاکيد بر روي اين
نقاط قوت و منابع، افراد جامعه در هاله
ارتباطات و فرآيندهاي اجتماعي به کار با
يکديگر به منظور توسعه سلامت علاقمند
شوند.
CBPR
يک جريان تکرار شونده متناوبي است که
شامل ايجاد و تثبيت مشارکت، ارزيابي
جامعه، تعريف مسئله، تدوين متولوژي، جمع
آوري داده ها، آناليز، تداخل و سياست
گذاري، پخش نتايج و يادگيري است. از اين
رو طراحان CBPR
هميشه در تلاش اند تا مکانيسم هاي تداوم
اين جريان تکرار شوند و تناوبي را در
سطح جامعه قوام بخشند.
سرمايه اجتماعي
:
Social capital
به منظر سازمان اجتماعي در برون از
افراد اطلاق مي شود، مانند اعتماد دو
طرفه، احترام و دوجانبه گرايي، همبستگي
آحاد جامعه، همچنين شامل سازمانهاي
سياسي و شهري ثانوي که در تقويت و تسهيل
عملکرد مشارکت سازانه در ميان اعضا
جامعه جهت حل معضلات اجتماعي و مسائل
سلامت در سطوح ريز و کلان جامعه دست
اندرکارند نيز مي شود. CBPR
بر روي سرمايه اجتماعي تاثير بسزايي
دارد.
سرپرستي و توصيف سيستم
:
Stewardship
سرپرستي و توصيف سيستم خود داراي چند
زير عملکرد مهم و کليدي است که شامل :
- طراحي کل سيستم و سياستگذاراي براي آن
- تنظيم، تبيين و شفاف سازي هنجارها، استانداردها و چهارچوبهاي اخلاقي براي
هدايت سيستم
- تعيين دورنماي راهبري سيستم
- اولويت سنجي و ارزيابي و سنجش عملکرد
سيستم و تاثير نهايي آن
دست اندرکاران و ذينفعان پژوهش
:
Stakeholders
اولين سطح نقش آفرينان سيستم پژوهش
سلامت، افراد و موسساتي هستند که بطور
مستقيم با فعاليتهاي پژوهش درگير و با
اصول و ارزشهاي اين سيستم همراستا مي
باشند. اين افراد و موسسات را مي توان
بطور اوليه در سه گروه پژوهشگران،
سرمايه گذاران پژوهش و مصرف کنندگان
پژوهش جاي داد.
بودجه ريزي هدفمند
:
Targeted financing
به اين معني است که منابع ملي و بين
المللي، هم راستا با جهات اولويتهاي ملي
و با توجه ويژه به عدالت تخصيص يابند.
هر پروژة تداخلي CBPR
با توجه به ارزش هاي حاکم بر جامعة شکل
گرفته و همچنين در طول اجراي پروژه نيز
به اين هنجارها و ارزش ها احترام کافي
گذاشته مي شود. بي شک توجه به ارزش هاي
جامعه موجب تداوم پروژه هاي تداخلي و
بکارگيري مؤثر نتايج پژوهش براي تغييرات
اجتماعي در گسترة سلامت مي شود.
دانشي است همراه با آگاهي و يا ظرفيت
دانستن اين که چه دانشي براي حل يک
مساله مناسب است. به بيان ديگر اطلاعات
مي تواند به ما بگويد : پديده اي اتفاق
افتاده است. دانش مي تواند به ما بگويد
که آن پديده چگونه اتفاق مي افتد. اما
خرد به ما اجازه مي دهد که دانشي را
بيابيم که با آن، پديده مورد نظر را
ارزشيابي نماييم که آيا در جهت مثبت يا
منفي ايجاد شده است ؟ در واقع خرد به
معني دانستن سوالي است که بايد پرسيده
شود.
Connecticut Assets Network, Community
Capacity Building Glossary
Elizabeth Van Benschoten, 2001 in
Campus Cares, Viewed May 20, 2003
Erlich
and Tropman, 1995, p.314, 322
Fawcett et al., 1995, p.682, 678 –
679, 692-4
Francisco, CA: Jossey-Bass Inc.
Fraser
Basin Council, 2003
Green
LW, Mercer SL. Participatory research:
can public health agencies reconcile
the push from funding bodies and the
pull from communities? Am J Public
Health 2001;91:1926–29
Industry Canada, 2002
Institute for Resources, Environment
and Sustainability, 2003
International J. Community Based
Research, No 4, Dec. 2004
Kang
and Kwak, 2003, p.89
Mattessich and Roy, 1997, p.57-63
McLean, Schultz and Steger, 2002, p.1
Minkler, Meredith and Nina
Wallerstein. 2003. Community-Based
Participatory Research for Health. San
Michael Delli Carpini, Director,
Public Policy, The Pew Charitable
Trusts in in Campus Cares, Viewed
May 20, 2003
O’Brien Rory (1998)An overview of
methodological aspects of action
research
Pierce
and Dale, 1999, p.153, 193
Putnam, 2000
Rabrenovic, 1996, p.2
Rau,
1991; Shils, 1997; Walzer, 1991 in
Neace, 1999, p.150
Rothman, 1968 in Rothman, Erlich and
Tropman, 1995, p. 42
San
Francisco Department of Public Health,
Environmental Health Section – Program
on Health, Equity and Sustaina
Tamarack, 2003
World Health Report on Knowledge for
Better Health, 2004
|